محمد الريشهري
19
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
و حرمت اين ماهتان و حرمت اين روزتان بر شما حرام [ و محترم ] قرار داد . هان ! آيا ابلاغ كردم ؟ " . همگى گفتند : آرى . فرمود : " بار خدايا ! گواه باش . . . " . سپس فرمود : " مبادا پس از من به كفر و گمراهى باز گرديد و برخى بر گُرده برخى ديگر ، سوار شويد . من در ميان شما چيزى بر جاى مىگذارم كه اگر به آن تمسّك جوييد ، هرگز گمراه نمىشويد : كتاب خدا و عترتم [ يعنى ] اهل بيتم . هان ! آيا ابلاغ كردم ؟ " . همگى گفتند : آرى . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " بار خدايا ! گواه باش " . سپس فرمود : " شما مسئوليد . « 1 » پس حاضران شما به غايبان برسانند " . ه غدير خم 3115 . السنن الكبرى ، نسايى به نقل از ابو طفيل ، از زيد بن ارقم : چون پيامبر خدا از حَجّة الوداع باز گشت و در غدير خُم فرود آمد ، دستور داد زير چند درخت تناور را جارو كردند . سپس فرمود : " گويا من فرا خوانده شدهام و بايد از ميان شما بروم . من دو چيز گرانسنگ در ميانتان بر جاى مىگذارم كه يكى بزرگتر از ديگرى است : كتاب خدا و عترتم [ يعنى ] اهل بيتم . پس مراقب باشيد كه پس از من ، چگونه با اين دو رفتار مىكنيد ؛ چرا كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض [ كوثر ] بر من درآيند " . سپس فرمود : " خدا مولاى من است و من ، مولاى هر مؤمنى " . آن گاه ، دست على عليه السلام را گرفت و فرمود : " هر كه من ، مولاى او هستم ، اين ، مولاى اوست . بار خدايا ! دوستدار او را دوست بدار و هر كه را با او دشمنى كرد ، دشمن بدار " . من به زيد گفتم : تو خود ، اين را از پيامبر خدا شنيدى ؟ گفت : هيچ كس در زير آن درختان نرفت ، مگر اين كه با چشم خود ، آن صحنه را ديد و با گوش خود ، اين سخنان را شنيد . 3116 . المستدرك على الصحيحين به نقل از زيد بن ارقم : پيامبر خدا ميان مكّه و مدينه در زير پنج درخت تناور فرود آمد . مردم زير آن درختها را جارو كردند . آن گاه ، پيامبر خدا نماز
--> ( 1 ) از شما درباره اين دو بازماندهام ، سؤال و بازخواست خواهد شد .